خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





حرف های نگفته

    تقریبا در اواسط تابستان 92 مربی گری تیم نوجونان و جوانان پیام به اقای ابوالفضل رحمانی زاده  سپرده شد . این در زمانی بود که اکثر بچه ها یا به تیم شهدا رفته یا برای مدتی از فوتبال کنار کشیده بودند. با این حال تمرینات با 4 نفر به مدت 1 ماه الی 1.5 ماه بر گزار میشد

    بعد از این 1 ماه الی 1.5 ماه تعداد به 12 نفر رسید که هیچ همدلی مثل همدلی  این12 نفر نرسید.این 12 نفر نظراتی که حدود 10 تا میشد داشتند که اقا ابوالفضل قبول کردند ولی بچه ها میخواستند که با مدیرعامل هم در میان بگذارند ولی به خواسته های  دلشان نرسیدند ابن نظرات در باره ی بچه هایی بود که به شهدا رفته بودن 

    در همین روز ها به خواست بچه بازی ای با تیم شهدا برگزار شد بازی را پیام با نتیجه 2 بر 0 باخت .ولی لازم به ذکر است  پیام با 5 بازیکن 78 و 77 و3 بازی کن 79 و 5 تا 74.75 .76  بازی کرد ولی فقط شهدا1 بازی کن 78 داشت و بقیه همگی در جام رمضان در تیم های خوب بازی کرده بودند

    با این حال تقریبا در ماه اذر بود که اسماعیل پایین محلی یکی از بازیکنان پیامی که در شهدا بازی میکرد در تمرین پیام شرکت کرد و همین امر باعث شد اکثر بچه های شهدا دوباره به پیام برگردند .در چهارشنبه هفته بعد تشکیل شد و بچه ها نظرات خودرا در رابطه با بازگشت بچه های شهدا  به پیام بیان کردند کردند که متاسفانه بیشتر موافق بودند که بعدا کسانی که موافق بودند پشیمان شدند .

    بالاخره با امدن ان ها ان همدلی تکرار نشد بلکه کاملا ار بین رفت و پیام به باندبازی بچه ها تبدیل شد .بعضی ها مانند مرنضی میر حسینی  دیگر به پیام برنگشند.

    بالاخره مسابقات عید تمام شد و تمرینات دوباره شروع شد علارقم خواسته مربی بنابر بازی نکردن در جای دیگر بچه هایی که از شهدا امده بودن برای خواسته مربی ارزش قائل نشدن و به دستور مربی تیم این تیم جمع شد و رده جوانان و نو جوانان از بین رفت. 

    برای همین گفتم که ان هایی که رای مثبت دادن پشیمان شدن

    جدیدا تیم شهدا دوباره رده امید خود را باز کرده و دوباره کسانی که از شهدا به پیام امده بودن به شهدا بازگشتن و در همین رابطه باشگاه پیام جلین به باشگاه شهذای جلین  نامه ای نوشته که متن نامه در ادامه مطلب است


    این مطلب تا کنون 13 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : شهدا ,پیام ,بازی ,همین ,مربی ,هایی ,امده بودن ,خواسته مربی ,موافق بودند ,شهدا دوباره ,شهدا رفته ,
    حرف های نگفته

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده